علمی.
2-ضد اومانیسم نظری: نظریه¬ی آلتوسر در رابطه با اومانیسم و به خصوص اومانیسم سوسیالیسیتی که در میان مارکسیست¬های هگلی حزب کمونیست فرانسه رایج بود. ضد اومانیسم به معنای رد آن انسانی است که آغاز و مرکز تاریخ است.
3-تعین چندجانبه: این مفهوم را آلتوسر از روانکاوی گرفته است . به این معناست که در تعیین هر گفتمانی، مجموعه¬ای از عوامل مختلف در راستای هم عمل می¬کنند. آلتوسر این مفهوم را علیه جبرگرایی و تعیین¬کنندگی اقتصاد در دیکتاتوری استالینیستی، به کار برد.
4-خوانش سمپتوماتیک: نوعی خوانش که بر اساس یافتن علائم و نشانه¬های بیماری در روانکاوی استفاده می-شود. آلتوسر این خوانش را از روانکاوی برای کشف ناگفته¬هاوسکوت متنی گرفت. در خواندن آثار مارکس، آلتوسر از این خوانش برای یافتن تناقضات ایدئولوژیک متن استفاده کرد.

روش گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات این پایان نامه، به صورت کتابخانه¬ای بوده و از روش توصیفی برای بیان مسائل استفاده شده است.

ت)یافته¬های تحقیق: در این رساله آن چه در نهایت بر خواننده آشکار و معلوم می شود، ماهیت دوسویه و تصویری ایدئولوژی است که به صورت سازنده و مخرب عمل می¬کند. همچنان که دستگاه¬های ایدئولوژیک دولت هم در راستای اجتماعی¬کردن افراد و روانه کردن آن¬ها به جامعه و هنجار پذیری آنان عمل می¬کنند، و از سوی دیگر نهادهاییی سرکوب¬کننده¬اند که به صورت نرم و نمادین افراد را سرکوب کرده و به صورت ناخودآگاه به خدمت جامعه در می‎آورد. آلتوسر در لا¬به¬لای این ماهیت و خاصیت ایدئولوژی، هنر را به عنوان یکی از دستگاه¬های ایدئولوژیک نشان می¬دهد که از استقلال نسبی و خودمختاری برخوردار است. این استقلال نسبی به هنر این امکان را می¬هد که از ایدئولوژی فاصله بگیرد و تناقضات و ناگفته¬ها و بیماری¬ها و سکوت¬های اثر را که حاصل ایدئولوژی و نظام نمادین فرهنگ است، آشکار کند. این استقلال نسبی که آلتوسر برای هنر قائل می¬شود، تفکر او را در برابر سایر دیدگاه¬های مارکسیستی قرار می¬دهد که معتقد به ایدئولوژی بودن هنر هستند. بنابراین، دیدگاه آلتوسر در نهایت هنر مدرن و زیبایی¬شناسی مدرن را بر می¬گزیند. و همینطور خواننده در می¬یابد که هنر مقوله¬ی شناختی نیست، همانگونه که علم چنین است. بلکه رابطه¬ی هنر با ایدئولوژی صرفاً رابطه¬ای مشاهده¬ای است. و هنر نقشی در مبارزه¬ی طبقاتی ندارد و در نهایت این علم است که می¬تواند شناخت واقعی به ما عرضه کند.

ث) نتیجه¬گیری و پیشنهادات: در نتیجه این رساله پس از سیری در تفکرات ساختارگرایانه و مارکسیستی آلتوسر که در اصطلاح از آن به عنوان مارکسیسم ساختارگرا یاد می¬شود، می¬توان گفت که آلتوسر خوانشی متفاوت از آن چه در محافل مارکسیسم شایع است، از مارکس پیش رو می کشد. این خوانش از مارکس بر محور ایدئولوژی استوار است و جنبه ای از ایدئولوژی را نمایان می¬سازد که تا قبل از آلتوسر هرگر به آن اشاره نشده بود. بر اساس این خوانش ایدئولوژی یک ساختار است. ساختاری بی سازنده که هر دو طبقه حاکم و محکوم بر اساس آن عمل می¬کنند. اعتقاد و التزام به ایدئولوژی ناخودآگاه و خودانگیخته است. از این رو بنا بر دیدگاه آلتوسر، تغییر و تحول در مفاهیم ایدئولوژیکی رخ می¬دهد نه در ساختار آن. فقط جایگاه صاحبان آن عوض می-شود. این در حالی است که مفاهیمی چون سلطه، طبقه و تضاد طبقاتی همواره در تاریخ وجود دارند و با قدرت هر چه بیشتر به وجود خود ادامه می¬دهند.بنابراین هنر به عنوان یک مقوله در تفکر آلتوسر، محصولی ایدئولوژیکی است که ساخته و پرداخته¬ی همان لانگ و زبان سرمایه¬داری است. هنر گرچه محصول ایدئولوژی سرمایه¬داری و یا هر ایدئولوژی حاکم دیگری است، اما این خاصیت را دارد که از ایدئولوژی فرا برود و بر علیه آن سخن بگوید. کاری که مدرسه یا خانواده و دیگر س.آد¬ها به ندرت انجام می¬دهند. هنر از ایدئولوژی که در آن به دنیا آمده است، فاصله¬ای انتقادی می¬گیرد و تناقضات و بیماری¬ها و نشانه¬های آن را فاش می¬کند. در نتیجه هنر، گر چه به اندازه¬ی علم در مبارزه¬ی طبقانی نقش ندارد، ولی می¬تواند گشاینده¬ی راهی باشد که گسستگی¬ها و تضادهای طبقاتی و جنسیتی را در آن دید و تامل کرد، البته نه تامل زیبایی¬شناسانه، بلکه تامل انتقادی و طبقاتی. اندیشه¬ی آلتوسر در رابطه با تناقضات دستگاه ایدئولوژی را می¬توان در هنر، حقوق، خانواده و نظام¬های فرهنگی مشاهده کرد. مهمترین تاثیری که مبارزه ایدئولوژیک در عرصه¬ی لانگ می¬تواند داشته باشد، جنسیت است. جنسیت در هنر و ادبیات همواره مردانه است؛ چرا که زبان مردانه و پدرسالارانه است و نظام نمادین فرهنگ برای نوزاد و کودک پسر شکل گرفته است. از این رو زن به عنوان دیگری و عدم وجود، همواره از این ساحت حذف شده است. دیگری بودن زن در جنسیت و زبان، یکی از مهمترین دستاوردهای ساختارگرایی در عرصه¬ی ناخودآگاه و زبان است که لکان آن را ساخته و پرداخته کرده است. آلتوسر زمانی که از انقلاب در نظریه سخن می¬گوید، زبان را مد نظر خود دارد. زبان مردسالار از این رو بر گفتمان نظری و ادبی و هنری حاکم است که از دیدگاه لکان، مرحله¬ی نمادین که مرحله-ی شکل¬گیری زبان است برای کودک مذکر و پدر اتفاق می¬افتد. بنابراین زنان و مردان از درهای جداگانه وارد پدر سالاری می¬شوند. از این رو زن از ساحت زبان حذف شده است و به عنوان ابژه¬ی مرد، در حاشیه¬ی زبان قرار می¬گیرد. باور بورژوایی مبتنی بر این که افراد بشر با فرصت¬هاوشرایط مساوی شروع می¬کنند، بی¬اساسی خود را در این نظریه ثابت می¬کند. آلتوسر استدلال می¬کند که با انقلاب در عرصه¬ی نظریه و زبان می¬توان به انقلاب در عرصه¬ی عمل جامه¬ی تحقق پوشاند. فمنیسم به عنوان یک جنبش مبارز، اساس تفکر خود را بر اساس دیدگاه آلتوسر –لکان استوارکرد. بنابراین تفکر آلتوسر در رابطه با مبارزه¬ی ایدئولوژکی که در عرصه¬ی لانگ و زبان رخ می¬دهد، بر جریان¬های ادبی و هنری و نقد فمنیستی تاثیر فراوان گذاشه است.
درنهایت یادآور می‌شود که تفکر آلتوسر درباره¬ی ایدئولوژی، سوژه، معارضه با اومانیسسم سوسیالیستی در هنر به عنوان فاصله¬ی انتقادی از ایدئولوژی، بیشتر از این می¬تواند محمل بحث و پژوهش باشد. هنر و فعالیت سیاسی مهمترین مقوله‌هایی است که در جهت تبیین و تعدیل اندیشه¬های مارکسیستی و نئومارکسیستی مورد بحث قرار می¬گیرد. نگارنده‌ی رساله بر این باور است که نگاه آلتوسری قطع نظر از نقاط قوت و ضعفش از این استعداد برخوردار است که در تحلیل بسیاری از آثار بزرگ هنری و ادبی مورد استفاده قرار گیرد. خوانش مبتنی بر علائم و حاوی کشف تناقضات ایدئولوژیک متن، می¬تواند شاهکارهای هنری و ادبی را در ژرفا بشکافد و نشان دهد که هنر محمل تناقضات ایدئولوژیک کلیت نظام اجتماعی است و از این منظر شرایط مساعدی را برای عبور از آن‌ها فراهم کند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   حقیقت، هنر، برای، اراده، نیچه

صحت اطلاعات مندرج در این فرم بر اساس محتوای پایان نامه و ضوابط مندرج در فرم را گواهی می-نماییم.
نام استاد راهنما:
سمت علمی:
نام دانشکده:
رئیس کتابخانه:

تقدیم به مادر و پدرم که همواره از زحمتکشان این جامعه بوده¬اند.

با تقدیر و تشکر از استاد عزیزم خانم دکتر شمس¬الملوک مصطفی که با زحمات بی¬دریغ و راهنمایی¬های ارزشمندشان مر در نگارش این پایان نامه را یاری کردند.
همچنین سپاس و تشکر از استاد گرامی جناب آقای دکتر احمد علی حیدری که مشاور صبور من در نگارش این پایان¬نامه بودند و با پیشنهادات و راهنمایی¬های خود مرا مرهون خود ساخته¬اند.
و در نهایت قدردانی خود را از استاد بزرگوار جناب آقای علی اکبر احمدی افرمجامی اعلام می¬دارم که داوری رساله¬ی مرا بر عهده داشته و در داوری و قضاوت خود نکات ارزشمند و مهمی را در تصحیح این رساله به اینجانب عرضه کردند.

پیشگفتار

با توجه به کمبود منابع اصیل و محکم در رابطه با تفکر لویی آلتوسر در زبان فارسی، لزوم نگاشتن این رساله احساس می¬شد. لذا سعی شده است که در این حجم کم که کاستی¬هایی نیز دارد، تصویری کلی و مشخص از تفکر انتقادی این فیلسوف مارکسیست ارائه شود. اهمیتی که این فیلسوف برای نگارنده¬ی رساله¬ی حاضر دارد، دیدگاه متفاوت و انتقادی است که وی در رابطه با هنر و ایدئولوژی اتخاذ کرده است. بر خلاف آن¬چه در پیش زمینه¬ی ذهنی بسیاری از خوانندگان از دیدگاه مارکسیستی در رابطه با هنر و ایدئولوژی وجود دارد که هنر را همان ایدئولوژی می¬دانند، آلتوسر نگاهی متفاوت به مقوله¬ی هنر و ایدئولوژی دارد. از این رو پرداختن به این نگاه متفاوت از اهم اهداف نگاشتن این رساله است. امید است که در این فرصت کوتاه و با تمام کاستی¬ها، بخشی از این دیدگاه متفاوت با موفقیت ارائه شده باشد.

چکیده
رساله¬ی حاضر با موضوع هنر و زیبایی از نگاه آلتوسر، به بررسی رابطه¬ی میان هنر و ایدئولوژی از دیدگاه لویی آلتوسر، فیلسوف و نظریه¬پرداز فرانسوی و از پایه¬گذاران مکتب مارکسیسم ساختارگرا می¬پردازد. هنر و زیبایی از نگاه آلتوسر، پیوندی برناگذشتنی با مفهوم ایدئولوژی دارد. بنابراین در راستای این پژوهش، تفکر فلسفی آلتوسر که پیشینه¬ی پرداختن به رابطه¬ی هنر و ایدئولوژی است، به اختصار بررسی می¬شود. ایدئولوژی مهمترین مقوله ایست که آلتوسر در جریان تفکر فلسفی خود به آن پرداخت. آلتوسر در راستای بازگشت به مارکس، رسالت خود را پیراستن اندیشه¬های مارکس از غبار جبرگرایی مارکسیسم استالینیستی و همین طور پیرایه¬های اومانیستی دسته¬ی مارکسیست¬های هگلی که اومانیسم سوسیالیستی را درون حزب کمونیست فرانسه رواج داده بودند، می¬دانست. بنابراین وی در راستای مقابله با جریان¬های ایدئولوژیک، دو دیدگاه ارائه کرد که تاثیر به سزایی در تحلیل های هنری و ادبی بر جای گذاشت. وی “تعین چند جانبه” را بر علیه جبرگرایی اوکونومیستی استالینیستی و “ضد اومانیسم نظری” را بر علیه اومانیسم سوسیالیستی ارائه کرد. اندیشه¬ی مارکسیستی آلتوسر که وی آن را یگانه برداشت علمی از آثار مارکس می¬داند، درون جریان تفکر ساختارگرایی فرانسوی رشد یافت. بنابراین آلتوسر در تلفیق مارکسیسم و ساختارگرایی، ترکیب پیچییده و نوینی از هنر ارائه کرد و آن را از دو تعریف مطلق رایج رهانید. وی از هنر تعریفی ارائه داد که در وهله¬ی اول بر علیه تعاریف بورژوایی است که از هنر به عنوان حاصل خلاقیت فردی هنرمند یاد می¬کنند؛ و در وهله¬ی دوم، بر علیه آن تعریف جبرگرایانه و ارتدکس از هنر در مکتب راست کیش و استالینیستی مارکسیسم است که هنر را به عنوان محصول صرف زیربنای اقتصادی معرفی می¬کند. آلتوسر نظریه¬ی ایدئولوژی و به تبع آن نظریه سوژه و ضد اومانیسم خود را با تاثیر از آراء ژک لکان، روانکاو ساختارگرای فرانسوی ارائه کرد . رساله¬ی حاضر همچنین به تاثیر نظریه¬ی ایدئولوژی و سوژه¬ی آلتوسری بر مطالعات ادبی و هنری و نظریه¬ی فیلم می¬پردازد.
واژه¬های کلیدی:
آلتوسر، ایدئولوژی، تعین چندجانبه، ضداومانیسم نظری، سوژه، مارکسیسم ساختارگرا.

فهرست مطالب
مقدمه 1
فصل اول: تاملات فلسفی
1-1 زندگی آلتوسر 1
2-1 نگاهی گذرا به آثار آلتوسر 4
3-1 تفکر فلسفی آلتوسر 5
4-1 بازگشت به مارکس 7
5-1 ضد اومانیسم نظری (اومانیسم سوسیالیستی 20
6-1 ساختارگرایی 29
7-1 تاریخ 40
8-1 تعین چندجانبه 46
9-1 خوانش سرمایه 49
10-1 ایدئولوژی 56
11-1 لکان و شکل¬گیری اگو (مرحله¬ی خیالی 62
12-1 ایدئولوژی و دستگاه¬های ایدئولوژیک دولت 75
13-1 ایدئولوژی تاریخ ندارد 85
14-1 ایدئولوژی و استیضاح سوژه¬ها 91
15-1 علم و ایدئولوژی 98

فصل دوم: زیبای¬ شناسی ماتریالیستی آلتوسر
1-2 هنر از دیدگاه مارکسیسم 102
2-2 مارکس 103
3-2 الگوی روبنا و زیربنا 105
4-2 پس از مارکس و آغاز هنرانقلابی و زیبایی¬شناسی مارکسیستی 107
5-2 زییایی¬شناسی ماتریالیستی آلتوسر در رابطه با ایدئولوژی 115
6-2 مقاله¬ای درباره¬ی هنر (در پاسخ به آندره دپره 117
7-2 تئاتر ماتریالیستی کارلو برتولاتزی و برتولت برشت 125
8-2 نقاش امر انتزاعی، نقاش روابط سوژه و ابژه 141
9-2 هنر و ایدئولوژی 148
10-2آلتوسرگرایی در نقد و زیبایی شناسی 159
12-2ادبیات به مثابه فرم ایدئولوژیک از دیدگاه ماشری 163
13-2خوانش سمپتوماتیک ژول¬ورن 166
14-2ساز و برگ ایدئولوژیک در فیلم و نظریه¬ی فیلم 168
15-2نگره¬ی آپاراتوس، بودری، متز و مالوی 171
16-2اسکرین: مک کیب و هیت در نقد واقع¬گرایی کلاسیک هالیوود 177
17-2بلزی و سوژه¬های رئالیسم 184
پیوست: آلتوسر به روایت منتقدان
آلتوسر در بوته¬ی نقد 191
فقر نظریه: ادوارد تامپسون 192
نقد ساختارگرایی: پیر بوردیو 195
نتیجه¬گیری و پیشنهادات 198
فهرست منابع 202

مقدمه
اهمیت موضوع
نسبت میان هنر و ایدئولوژی، همواره کانون توجه مطالعات مارکسیستی هنر بوده است. درک این مسئله که هنر چه جایگاهی در نظام اجتماعی دارد؟ و چه ویژگی و چه کیفیتی در هنر آن را از موضع فردی هنرمند به روابط پیچیده¬ی اجتماع می¬کشاند؟ چالش تمامی گفتمان¬هایی است که حول تولید اجتماعی هنر گرد آمده¬اند. هنر رابطه¬ی پیچیده و دو سویه¬ای با اجتماع، سیاست و تاریخ دارد. تاریخ هنر را هرگز نمی¬توان جد